خرید بک لینک
محکوم به اعدام شده افکارم

ازادترین جواب یک انکارم

با مرگ شبانه روشن کردم

این هجمه ی نا امیدی سیگارم

برای سلسله کابوس های شبانه!

ع.بهاری

برچسب: نویسنده: مهتاب کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت: 18:16

یک قلب درون قهوه ام سرد شده

یک عشق میان سینه ام طرد شده

از شیر و دهان و بوی آن بیزار است

این زخم دگر برای خود مرد شده

ع.بهاری

پ.ن:برای تهران و خیابان بزرگمهر و ال نود!

برچسب: نویسنده: مهتاب کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت: 18:16

به شب دروازه ها باز است اینجا

به پشت پنجره راز است اینجا

از این متروکه خواهم رفت روزی

که مرغ دیگران غاز است اینجا

ع.بهاری

پ.ن: برای مردمی که سالهاست معنی زندگی را فراموش کرده اند!!!

برچسب: نویسنده: مهتاب کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت: 18:16

یک پنجه میان پنجه اش چفت شده

یک شانه که زیر گریه اش سفت شده

با دیدن او کنار تو فهمیدم

در کوچه ی خلوتی دلم خفت شده

عرفان بهاری (صریر)

برچسب: نویسنده: مهتاب کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت: 18:16

فضای مجازی ذاتش خوبه و به طرق مختلف میشه ازش استفاده کرد . اولین راه ارتباطی ما و هم نسلی های بنده با دنیای خارج از محدوده عینی همین وبلاگ بود . همینجا مینوشتیم و میخوندن و ... کم کم پامون به دنیای یا

برچسب: نویسنده: مهتاب کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت: 18:16

واسه شما هم پیش اومده گاهی شخصیت چندسال پیش خودتون رو نشناسید؟ یا واستون غریبه باشه؟ متاسفانه من هر چند سال یکبار دچار این عارضه میشم و نمیدونم چرا!!! وقتی به گذشته خودم فکر میکنم چندتا عرفان مختلف می

برچسب: نویسنده: مهتاب کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت: 18:16

امروز دنبال یه کتاب زبان میگشتم تا بدمش به هومن داداشم! مثلا میخواد زبان بخونه! کلی گشتم و یه کتاب درخور شرایطش پیدا کردم . کتابی که خودم سال هشتاد و هشت میخوندمش و سالها بود توی قفسه خاک میخورد. کتاب

برچسب: نویسنده: مهتاب کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت: 18:16

دیروز گوشیم مشکل پیدا کرد و ناچار شدم بدم تعمیرش کنن. این مدت که گوشی ندارم انگار توی یه دنیای دیگه دارم زندگی میکنم! تازه فهمیدم چه اعتیادی به فضای مجازی پیدا کردم! یه حس عجیب که ادم رو وصل میکنه به

برچسب: نویسنده: مهتاب کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت: 18:16

کلاس اول ابتدایی که بودم بنا به شغل پدر اروم اروم با کلمه سیاست اشنا شدم. با لذت و توجه تمام پای حرفای پدرم مینشستم و عقایدش راجع به سیاست حاکم بر دنیا و ایران و جنگ سرد و تاریخ معاصر رو گوش میدادم که

برچسب: نویسنده: مهتاب کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت: 18:16

گاهی وقتا نمیشه هر حرفی رو هر جایی زد. قبول دارید؟ گاهی ادم ها به اون رسش عقلی و اجتماعی نرسیدن که براشون از رفاه اجتماعی و کرامت انسانی و عدالت حرف بزنی! نویسنده ها یا بهتر بگم رمان نویس ها در طول تا

برچسب: نویسنده: مهتاب کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت: 18:16

صفحه بندی